این شعر را هنگامی که مادرم در زندان بود و احساس نا امیدی و شکست می کردمروی دیوار اتاقم نوشته بودم و روزی چند بار آن را می خواندم و به من قوت قلب میداد.
ترجمه یک شعر انگلیسی از آن دیویس است.
آموختن آسان نیست ...
خستگی هر آن در کمین است
آزرده میشوی؛
احساس شکست می کنی؛
شک می کنی که رها کنی و بگذری؛
میخواهی بر کناره روی و وانمود کنی که اتفاقی نیفتاده
اما نه ...
تو بازنده نیستی که؛
یک مبارزی
پیش از آنکه برنده باشی باید بازنده باشی
باید یاد بگیریم تا بتوانیم روزی بخندیم
باید آزرده شویم تا روزی توانمند باشیم
اگر پیوسته بکوشی و ایمان داشته باشی
در پایان پیروزی از آن تو خواهد بود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر