۱۳۹۴ آذر ۲۶, پنجشنبه

دست نوشته زندانی ساسی ارژنگ داودی در مورد حوادث اخیر در زندان


دست نوشته زندانی سیاسی ارژنگ داودی در مورد حوادث اخیر در زندان
‫زندانی سیاسی که در اعتراض به انتقالش به بند زندانیان غیر سیاسی در اعتصاب غذا بسر میبرد در نوشته ای وقایع اخیر اتفاق افتاده در زندان را شرح داده و گفته است وزارت اطلاعات رژیم عامل اصلی اینگونه حوادث می باشد.
متن دستنوشته زندانی سیاسی ارژنگ داودی به اين قرار است: وحشی تر از سایر وحوش جنگل فقیه، مدتی پیش شخص منفوری به نام خدابخشی که به اصطلاح قاضی ناظر بر امور زندانیان سیاسی ، امنیتی و عقیدتی زندانهای اوین و رجایی شهر بود به علت تخلفات عدیده از جمله سوء استفاده از موقعیت شغلی ، اختلاس، فساد اخلاقی و ..... با رسوایی و فضاحت تمام برکنار شد.چند روزی است که جانور دوپای نتراشیده و نخراشیده ای به نام حاجی لو جانشین او شده است . این جانور درنده که ذهنیت اراذل و اوباش حکومتی دهه ۶۰ را دارد زندان را با جنگل عوضی گرفته و به خیال خام می خواهد با رفتار سبوعانه خود مبارزان سیاسی را مرعوب و سرکوب کند. اما در اولین جلسه حضور در زندان رجایی شهر در تاریخ دوشنبه ۱۶آذر ۹۴ وقتی دید که هیچیک از مبارزان سیاسی به او اعتنایی نکرده و به جز جاسوسان و زندانیان موسوم به اصلاح طلب ( نیروهای اعزامی وزارت اطلاعات در زندان )هیچیک از مبارزان به او مراجعه ننموده است. به بهانه درگیری روزهای جمعه و شنبه تاریخ های ۲۹ و ۳۰ آبانماه ۹۴ فی ما بین تنی چند از جیره خواران سرگردنه داری خامنه ای و شرکا با زندانی سیاسی افشین بایمانی که با وساطت اینجانب ختم به خیر شده بود از طریق شجاعی رئیس جدید بند ۴ من و آقای بایمانی را به طور جداگانه احضار کرد که هر دو مورد منجر به مشاجره لفظی شدید و بی آبرو شدن این لات بی سر و پا گردید. چون انتقال زندانیان از وظایف رئیس زندان است از محمد مردانی گردنه دار رجایی شهر خواست که ما ۲ نفر را از سالن ۱۲ انتقال دهد. محمد مردانی نیز که بر خلاف نامش از مردی و مردانگی بویی نبرده و سرکرده مافیای قاچاق در زندان است بناچار همچون یک غلام حلقه به گوش خواسته مقامات را بی چون و چرا نمود که به محض ورود به بند ۱۰ رسما اعلام اعتصاب غذا و دارو نمودم و امروز سه شنبه
 انجام می دهد. صبح روز بعد اقدام به انتقال زندانی سیاسی افشین بایمانی به بند ۲ سالن ۵ و انتقال اینجانب به بند ۱۰ سالن ۱۲ ۲۴آذر ما ۹۴ ، ۸ روز از اعتصابم می گذرد.

‫‬

۱۳۹۴ آذر ۲۵, چهارشنبه

صدور حکم ناعادلانه برای زندانی سیاسی علی معزی



صدور حکم غیابی یک سال حبس دیگردر بیدادگاه رژیم برای زندانی سیاسی علی معزی
 بنا به خبر دریافتی، روز دوشنبه ۲۳آذر۹۴، دادستانی بیدادگر رژیم درزندان اوین، زندانی سیاسی علی معزی را از بند هشت زندان اوین احضار کرده و یک سال حکم حبس مجدد را به ایشان ابلاغ کردند.
در این حکم زندانی سیاسی علی معزی آمده است که ، در طول مدت حبس به فعالیتهای خود علیه نظام جمهوری اسلامی در جهت اهداف سازمان مجاهدین ادامه داده و در زندان به جذب زندانیان به این گروه اقدام داشته و کلیه بیانیه‌های وی از زندان در فضای مجازی در رسانه‌های ضدانقلاب و مجاهدین پخش می‌گردد.

۱۳۹۴ آذر ۲۴, سه‌شنبه

کتیبه کوروش اولین منشور حقوق بشر


آنچه مي بينيد كتيبه ي  كورش پادشاه ايراني يا همان ذوالقرنين است .ذوالقرنين نامي است كه در قرآن همرديف انبياء از اون نام برده شده است.
كتيبه كورش را بسياري اولين منشور حقوق بشر نام گذاشته اند. به راستي هر كس با خواندن اين كتبيه با خود خواهد گفت در  روزگاري كه قلدري و وحشي گري سنتي مقبول بود، چطور ممكن است يك انسان چنين دركي از حقوق پايه يي يك بشر داشته باشد.كورش در كتيبه ي خود حقوقي براي انسان ها قائل مي شود كه هم اكنون در قرن بيست و يكم بسياري از دولت ها و مجامع بين المللي نتوانسته اند به الزام آور بودن آنها حتي پي ببرند  چه رسد به اجرايي كردن و پايبندي!
ايران خودمان را كه اصلا در شمار هم نمي توانيم بياوريم كه در آن درندگاني چون خامنه اي و روحاني حاكم اند.اما نگاهي به مهاجران سوري و عراقي در اروپا بيندازيد! آن وقت بسيار متعجب مي شويد از اينكه كورش در منشور خود مي گويد هر انسان مي تواند در هر نقطه از جهان كه خواست سكني گزيند وهيچ كس مجاز نيست  اموال منقول يا غير منقول او را تصرف كند!
مثال ها بسيارند و بجاي اطاله ي كلام بهتر است سخن كوتاه كرده  واز شما دعوت كنم با دقت اين منشور را بخوانيد .حتما شما نيزتصديق خواهيد كرد كه  اگر بشريت معاصر بتواند به همين  قوانين نيز سر بگذارد، جهان بهشتي خواهد شد…

۱۳۹۴ آذر ۲۲, یکشنبه

حرف های شجاعانه و تاریخی دکتر محمد ملکی در مراسم خاکسپاری مادر مهری جنت پور در تهران

در شرایط و محیطی که نام بردن از مجاهدین خطرات زندان و شکنجه و اعدام را به همراه دارد واقعا این نشانه شجاعت و همچنین رسیدن به این حقیقت است که مجاهدین محصور در زندان لیبرتی الگو و الهام بخش جامعه بوده و یک رابطه ای عینی بین آنها و مردم وجود دارد.
محمد ملکی در خاکسپاری  مادر مجاهد، مهری جنت پور(مادر داعی) دربهشت زهرا در تهران حرف های شجاعانه و تاریخی خود را  اینگونه ایراد کردند:
«در وصف این زنی که، انسانی که در طول زندگیش واقعا زینبی زیست چی بگویم. واقعا زینبی زیست و فرزندانی تربیت کرده تحویل جامعه داده نه تنها فرزندان خودش بلکه خیلی از بچه هایی که آنطرف مرز هستند زیر موشک هستند. زیر هزاران گرفتاری هستند و مشکلات. ولی مثل کوه ایستاده اند اینها فرزندان این مادر هستند. چه سعادتی خیلی ها میان به این دنیا زندگی می کنند و لذت می برند و میروند اما لذتی که اینگونه مادران می برند نوع دیگری است.
مادر...
من چی بگم از محبت های تو از حرفهای تو وقتی که میتونستی حرف بزنی از شناخت تو، استعداد تو، از مغز تو که تا آخرین لحظه کار می کرد و فعال بود.
فقط میگم که بعد از تو خیلی ها یتیم شدند. میگن انسان بعد از مرگ مادرش یتیم میشه ما واقعا یتیم شدیم.
تو زینب گونه زیستی. تو زینب گونه زیستی و جزء زینب های زمان بودی. حرفهای من را گوش کنند و ضبط کنند آنهایی که مامور این کار هستند. بله من با صدای بلند میگویم تو زینب گونه زیستی و زینب زمان خودت بودی. مثل هزاران مثل تو. مثل مادر دشتی که دو سه روز قبل از تو رفت. رفت آنجا را برای تو آماده کند. 
من اجازه می خواهم از طرف خانواده از همه تون تشکر کنم از همه که با مشکلات آمدند و در تشییع این زینب زمان شرکت کردند و من دیشب هم در مجلس خانم دشتی گفتم نگران نباشید. جامعه ما با تمام مشکلات و فسادش و حاکمیتی که به فسادپروری کاری ندارد اما مرتب زینب و حسین تولید می کند.
مرتب زینب ها و حسین ها به وجود می آیند. ۵۰ سال شاه و شیخ سعی کردند که این شجره را بخشکانند ولی مگر میشود؟
یاد جمله ای افتادم از منتظری که در نامه ای که به خمینی نوشته بود نوشته بود مطمئن باشید که با کشتن؛ فکر از بین نمیرود.
این همه کشتید این هم زدید این همه بریدید.
تیر زدی، تبر زدی، تبر زدی، تبر زدی، بر تن بی سپر زدی، دیگه وقتی دیدی اینها کافی نیست با موشک ۸۰ موشک فکر کردی همه چیز را از بین می بری اما مطمئن باش، مطمئن باش تا یکی دو ماه دیگر لیبرتی از اولش هم زیباتر و بهتر و قشنگ ترخواهد شد.
تا هستند کسانی که دلشان به حال این ملت می سوزد و تا هستند کسانی که فریاد می زنند زگهواره تا گور دانش بجوی و دانش را بر می دارند و میگویند ز گهواره تا گور آزادی بجوی
آن دانشی که در کنارش آزادی نباشد دانش نیست
در دانشگاهی که به اصطلاح خیلی استاد و دانشمند وجود داره اما کوچکترین توجهی به وضع فلاکت بار و غم انگیز جامعه ندارد و دزدیها و چپاول گریها را می بینند و سکوت می کنند. بله در این جامعه باز هم باید گفت:ز گهواره تا گور آزادی بجوی
چون اگر آزادی نباشد در جامعه ای که آزادی نباشد همین است که می بینید، دزدی و فساد و فحشا  و امام حسین و زینب همه چیز خودشان را فدا کردند بخاطر آزادی و فریاد زدند
هیهات من الذله  و می بینیم که در طول تاریخ حسین ها و زینب ها سربلند هستند

آموختن آسان نیست

این شعر را هنگامی که مادرم در زندان بود و احساس نا امیدی و شکست می کردم
 روی دیوار اتاقم نوشته بودم و روزی چند بار آن را می خواندم و به من قوت قلب میداد.
ترجمه یک شعر انگلیسی از آن دیویس است.


آموختن آسان نیست ...
خستگی هر آن در کمین است
آزرده میشوی؛ 
احساس شکست می کنی؛


شک می کنی که رها کنی و بگذری؛
میخواهی بر کناره روی و وانمود کنی که اتفاقی نیفتاده
اما نه ... 
تو بازنده نیستی که؛ 
یک مبارزی
پیش از آنکه برنده باشی باید بازنده باشی
باید یاد بگیریم تا بتوانیم روزی بخندیم
باید آزرده شویم تا روزی توانمند باشیم
اگر پیوسته بکوشی و ایمان داشته باشی 
در پایان پیروزی از آن تو خواهد بود.